سوءاستفاده از احساسات ملی در پروژه کلاه برداری پویان مختاری

در روزهایی که وطنمان ایران درگیر غم و اندوهی عمیق است و بسیاری از خانوادهها داغدار عزیزانی هستند که از دست دادهاند، متأسفانه گروهی سودجو تلاش کردهاند با سوءاستفاده از احساسات مردم و استفاده از نام مقدس «وطن»، پروژهای را با عنوان «توکن وطن» معرفی کنند؛ پروژهای که پشت ظاهر فریبنده و شعارهای احساسی آن، نشانههایی جدی از یک طرح سازمانیافته برای کلاهبرداری دیده میشود.
در شرایطی که جامعه بیش از هر زمان دیگری نیاز به همدلی، صداقت و حمایت دارد، سوءاستفاده از نام وطن برای جذب سرمایه مردم، نهتنها اقدامی غیراخلاقی، بلکه نشانهای واضح از هدفی است که چیزی جز فریب مالی و از بین بردن سرمایه هموطنان در پشت آن قرار ندارد. پروژههایی از این جنس معمولاً تلاش میکنند با ایجاد حس اعتماد اولیه، استفاده از واژههای احساسی و وعدههای مالی بزرگ، کاربران را بدون بررسی فنی و منطقی وارد چرخهای کنند که خروج از آن اغلب با از دست رفتن سرمایه همراه است.
توکن وطن دقیقاً در چنین فضایی معرفی شد؛ با ادعاهای بزرگ، وعدههای سودآوری، و تلاش برای ایجاد این تصور که قرار است فرصتی ویژه برای کاربران فارسیزبان ایجاد کند. اما بررسی دقیقتر اطلاعات منتشرشده، رفتار تبلیغاتی پروژه، نبود شفافیت فنی و سابقه افراد مرتبط با آن، تصویر کاملاً متفاوتی را نشان میدهد؛ تصویری که بیش از آنکه شبیه یک پروژه واقعی بلاکچینی باشد، به یک سناریوی طراحیشده برای جذب سرمایه شباهت دارد.
هدف این مقاله، صرفاً معرفی یک توکن نیست؛ بلکه روشن کردن واقعیتی است که پشت چنین پروژههایی پنهان میشود. واقعیتی که اگر بهدرستی شناخته نشود، میتواند باعث از دست رفتن سرمایه افرادی شود که تنها به امید ساختن آینده مالی بهتر وارد این فضا شدهاند.
در همین چارچوب، پروژهای با عنوان «توکن وطن» وارد فضای رمزارز فارسیزبان شد؛ پروژهای که از همان ابتدای معرفی، تلاش کرد خود را بهعنوان ستون فقرات یک اکوسیستم بزرگ بلاکچینی معرفی کند. در تبلیغات این پروژه، از ایجاد بلاکچین اختصاصی، صرافی ارز دیجیتال، مارکت NFT، درگاه پرداخت بینالمللی و حتی زیرساختهای شرطبندی و iGaming صحبت شده است. چنین ترکیبی از ادعاهای بزرگ، در نگاه اول میتواند برای کاربران جذاب باشد، اما در بررسی تخصصی، دقیقاً همین مدل ادعاهای گسترده بدون پشتوانه، یکی از الگوهای شناختهشده در پروژههای اسکم محسوب میشود.
نکته مهمتر این است که این پروژه در فضایی معرفی شد که بخش بزرگی از کاربران آن، جامعه فارسیزبان بودند؛ جامعهای که بهدلیل محدودیتهای دسترسی به خدمات مالی جهانی، معمولاً هدف پروژههای پرریسک قرار میگیرد. استفاده از نامهای احساسی، مفاهیم ملی و وعده ایجاد فرصت مالی برای کاربران ایرانی، یکی از تاکتیکهایی است که در پروژههای کلاهبرداری حوزه کریپتو بارها دیده شده است.
ارتباط پروژه با اکوسیستم شرطبندی آنلاین

این پروژه توسط پویان مختاری معرفی شد؛ فردی که سابقه فعالیت در حوزه سایتهای شرطبندی و پروژههای پرحاشیه اینترنتی دارد. ورود چنین چهرههایی به فضای رمزارز، از دید بسیاری از تحلیلگران امنیت سایبری، یک سیگنال هشدار جدی محسوب میشود. در صنعت بلاکچین، سابقه و اعتبار تیم توسعه، یکی از مهمترین فاکتورهای ارزیابی امنیت یک پروژه است و نبود شفافیت در این بخش، معمولاً بهعنوان نشانه پرریسک بودن پروژه تلقی میشود.
از سوی دیگر، برخی ادعاهای مطرحشده در تبلیغات این پروژه، شامل ارتباط با چهرههای شناختهشده حوزه امنیت سایبری بود؛ ادعاهایی که توسط خود این افراد رد شد. از جمله محمد جرجندی و جادی میرمیرانی بهصورت عمومی اعلام کردند که هیچ ارتباطی با این پروژه ندارند و استفاده از نام آنها بدون اجازه انجام شده است. چنین اقداماتی در فضای پروژههای رمزارزی، یکی از جدیترین نشانههای تلاش برای ایجاد اعتبار مصنوعی محسوب میشود.
در چنین فضایی، نقش مجموعههای تخصصی حوزه امنیت دارایی دیجیتال اهمیت بسیار بالایی پیدا میکند. مجموعههایی که علاوه بر معرفی ابزارهای امن نگهداری دارایی، وظیفه اطلاعرسانی درباره پروژههای پرریسک را نیز بر عهده دارند. در این میان، SafePal و نمایندگان رسمی آن در کشورهای مختلف، تمرکز ویژهای بر آموزش امنیت دارایی دیجیتال و افزایش سواد امنیتی کاربران داشتهاند. در ایران نیز ایران سیف پل با انتشار مقالات تحلیلی درباره پروژههای کلاهبرداری، تلاش کرده است کاربران را پیش از ورود به پروژههای پرریسک آگاه کند.
در کنار آموزش، استفاده از ابزارهای امن نگهداری دارایی مانند کیف پولهای سختافزاری SafePal S1 ، SafePal S1 Pro ، SafePal X1 و SafePal Cypher میتواند ریسک از دست رفتن دارایی در سناریوهای مختلف کلاهبرداری را کاهش دهد. هرچند باید توجه داشت که حتی امنترین کیف پولها نیز نمیتوانند از سرمایهگذاری در یک پروژه کلاهبرداری جلوگیری کنند و آگاهی کاربر، اولین خط دفاعی محسوب میشود.
واقعیت این است که در دنیای کریپتو، پروژههایی که شفافیت فنی ندارند، اطلاعات دقیقی از تیم توسعه ارائه نمیکنند، وایتپیپر قابل استناد ندارند و بیشتر بر تبلیغات اینفلوئنسری تکیه میکنند، در بسیاری از موارد در نهایت بهعنوان پروژههای کلاهبرداری شناخته میشوند. بررسی دادههای منتشرشده، سابقه افراد مرتبط، ساختار اقتصادی پروژه و نحوه توزیع توکن، همگی نشان میدهند که توکن وطن در چارچوب پروژههایی قرار میگیرد که ریسک از دست رفتن سرمایه در آنها بسیار بالا ارزیابی میشود.
این مقاله با هدف ایجاد دید تخصصی و شفاف برای کاربران فارسیزبان تهیه شده است تا بتوانند بدون تأثیرپذیری از تبلیغات، تصمیمگیری آگاهانه داشته باشند. در فضای مالی غیرمتمرکز، مسئولیت نهایی حفاظت از سرمایه بر عهده خود کاربر است و شناخت پروژههای پرریسک، مهمترین ابزار برای جلوگیری از ضررهای جبرانناپذیر محسوب میشود.
پویان مختاری؛ از شهرت مجازی تا ورود به پروژههای پرریسک مالی

برای درک بهتر پروژه توکن وطن، شناخت مسیر فعالیت فردی که این پروژه را معرفی و تبلیغ کرده، اهمیت بسیار بالایی دارد. در بسیاری از پروندههای کلاهبرداری مالی در حوزه رمزارز، بررسی سابقه افراد کلیدی پروژه، یکی از اصلیترین ابزارهای تحلیل ریسک محسوب میشود. تجربه بازار کریپتو نشان داده است که پروژههایی که توسط افراد دارای سابقه فعالیت در حوزههای خاکستری مالی، شرطبندی غیرقانونی یا پروژههای پرحاشیه اینترنتی معرفی میشوند، در سطح بالاتری از ریسک قرار دارند.
پویان مختاری یکی از چهرههایی است که مسیر فعالیت او از فضای سرگرمی و شهرت مجازی آغاز شد و بهمرور به حوزه سایتهای شرطبندی آنلاین و سپس پروژههای مالی مبتنی بر رمزارز کشیده شد. در سالهای ابتدایی فعالیت رسانهای، او تلاش داشت با حضور در فضای موسیقی و شبکههای اجتماعی، برای خود یک برند شخصی ایجاد کند. اما نقطه عطف اصلی در شناخته شدن او، ورود به صنعت سایتهای شرطبندی فارسیزبان بود؛ صنعتی که از نظر حقوقی در بسیاری از کشورها، از جمله ایران، غیرقانونی محسوب میشود.
سابقه گردانندگان پروژه و نقش آن در تحلیل ریسک

در ادامه مسیر، او در مدیریت و تبلیغ چندین پلتفرم شرطبندی فعالیت داشت؛ پلتفرمهایی که بارها توسط کاربران به مواردی مانند مسدود شدن حساب، عدم پرداخت جوایز، سوءاستفاده از اطلاعات مالی و فیشینگ متهم شدند. در فضای سایبری، چنین سوابقی بهعنوان شاخصهای پرریسک در تحلیل اعتبار افراد شناخته میشود. در بسیاری از پروندههای کلاهبرداری آنلاین، الگوی تکرارشوندهای دیده میشود که در آن، افراد پس از کاهش اعتماد عمومی به یک حوزه فعالیت، به حوزه مالی جدیدی مهاجرت میکنند؛ رمزارزها یکی از رایجترین این حوزهها بودهاند.
با گسترش محبوبیت بازار کریپتو در میان کاربران فارسیزبان، ورود چهرههای فضای شرطبندی به این حوزه سرعت گرفت. دلیل این موضوع روشن است؛ بازار رمزارز بهدلیل ماهیت غیرمتمرکز، نبود نظارت یکپارچه جهانی و پیچیدگی فنی، بستر مناسبی برای اجرای پروژههای پرریسک یا حتی کلاهبرداری فراهم میکند. در چنین فضایی، افرادی که قبلاً تجربه جذب سرمایه از کاربران اینترنتی را داشتهاند، میتوانند با تغییر روایت تبلیغاتی، همان مدل جذب سرمایه را در قالب پروژه رمزارزی اجرا کنند.
در مورد پروژه توکن وطن نیز، مدل معرفی پروژه شباهت زیادی به مدلهای جذب سرمایه در سایتهای شرطبندی دارد. تمرکز تبلیغات بیشتر بر احساسات، هیجان سودآوری و ایجاد حس «فرصت ویژه» برای کاربران فارسیزبان بوده است، نه ارائه مستندات فنی دقیق. این در حالی است که در پروژههای معتبر بلاکچینی، مسیر معرفی معمولاً با انتشار وایتپیپر فنی، معرفی تیم توسعه، ارائه نقشه راه شفاف و ایجاد شراکتهای صنعتی معتبر آغاز میشود.
یکی از نکات مهم در تحلیل چنین پروژههایی، واکنش متخصصان امنیت سایبری و تحلیلگران جرایم مالی است. در مورد پروژه توکن وطن، برخی کارشناسان مستقل امنیت سایبری نسبت به این پروژه هشدار دادهاند. از جمله محمد جرجندی که در حوزه بررسی کلاهبرداریهای اینترنتی شناخته شده است، نسبت به استفاده بدون اجازه از نام افراد متخصص و همچنین الگوی تبلیغاتی این پروژه هشدار داده است. چنین هشدارهایی معمولاً بر اساس بررسی الگوهای رفتاری پروژهها و سابقه افراد مرتبط صادر میشود، نه صرفاً بر اساس ادعاهای رسانهای.
از منظر تحلیل رفتار مالی، ورود افراد فعال در حوزه شرطبندی به پروژههای رمزارزی معمولاً با چند هدف انجام میشود: ایجاد روش پرداخت اختصاصی، کنترل جریان مالی کاربران، کاهش وابستگی به سیستمهای بانکی و در برخی موارد ایجاد دارایی دیجیتال با نقدشوندگی محدود که کنترل آن در اختیار تیم پروژه باقی بماند. این مدل در پروژههای پرریسک بارها مشاهده شده است.
نکته مهم دیگر، استفاده از تکنیک «برند احساسی» است. انتخاب نامهایی که حس اعتماد، هویت ملی یا تعلق اجتماعی ایجاد میکنند، یکی از شناختهشدهترین تکنیکهای مهندسی اجتماعی در پروژههای مالی مشکوک است. این تکنیک باعث میشود بخشی از کاربران بدون بررسی فنی پروژه، صرفاً بر اساس احساس اعتماد اولیه وارد سرمایهگذاری شوند.
در تحلیل کلی، سابقه فعالیت در سایتهای شرطبندی، استفاده گسترده از تبلیغات اینفلوئنسری، نبود شفافیت فنی در معرفی پروژه رمزارزی و تلاش برای ایجاد اعتبار از طریق نام افراد یا مفاهیم احساسی، همگی عواملی هستند که در کنار هم، سطح ریسک یک پروژه را بهشدت افزایش میدهند. در فضای حرفهای امنیت دارایی دیجیتال، چنین ترکیبی معمولاً بهعنوان «الگوی هشدار سطح بالا» شناخته میشود.
شناخت این مسیر برای کاربران اهمیت حیاتی دارد، زیرا در بازار رمزارز، برخلاف بازارهای مالی سنتی، در بسیاری از موارد امکان پیگیری حقوقی و بازگرداندن سرمایه از دست رفته وجود ندارد. به همین دلیل، شناخت سابقه افراد پشت پروژهها، یکی از مهمترین ابزارهای مدیریت ریسک سرمایهگذاری محسوب میشود.
توکن وطن بدون بررسی فنی هم قابل تشخیص است

در ادامه لازم است یک موضوع را بدون هیچ ابهامی روشن کنیم. در برخی پروژهها، برای تشخیص ماهیت واقعی، حتی نیازی به ورود به تحلیلهای پیچیده فنی، بررسی قرارداد هوشمند یا تحلیل آنچین نیست. توکن وطن دقیقاً در همین دسته قرار میگیرد. یعنی حتی قبل از بررسی فنی، با نگاه به سابقه افرادی که در معرفی، تبلیغ یا هدایت آن نقش دارند، میتوان با اطمینان بالا ماهیت کلاهبرداری بودن آن را تشخیص داد. وقتی پروژهای با نام فردی مانند پویان مختاری گره میخورد، در فضای تحلیل ریسک مالی و سایبری، عملاً سطح هشدار در بالاترین حد قرار میگیرد. سوابق فعالیت در حوزه شرطبندی، پروندههای متعدد اتهام کلاهبرداری، گزارشهای کاربران درباره از دست رفتن سرمایه و مدلهای مالی غیرشفاف، مجموعهای از نشانهها را تشکیل میدهند که در استانداردهای تحلیل امنیت مالی، بهعنوان نشانههای قطعی ریسک کلاهبرداری شناخته میشوند.
با این حال، برای اینکه تحلیل کامل و حرفهای باشد، همچنان بررسی فنی پروژه انجام میشود. نکته مهم اینجاست که این بررسی فنی نهتنها هیچ نشانهای از اعتبار پروژه نشان نمیدهد، بلکه عملاً همان نتیجه اولیه را تأیید میکند: این پروژه یک طرح کلاهبرداری طراحیشده است. در پروژههای واقعی بلاکچینی، اطلاعات فنی ستون اصلی اعتمادسازی است. پروژه باید وایتپیپر دقیق، ساختار توکنومیکس شفاف، تیم توسعه قابل شناسایی، نقشه راه واقعی و قرارداد هوشمند قابل بررسی داشته باشد. در مورد توکن وطن، این موارد یا وجود ندارند، یا بهشدت ناقص و غیرقابل راستیآزمایی هستند. نبود این سطح از شفافیت در بازار حرفهای کریپتو، تقریباً همیشه به معنی این است که پروژه بر پایه فناوری واقعی ساخته نشده، بلکه بر پایه روایت تبلیغاتی شکل گرفته است.
یکی دیگر از نشانههای مهم، ابهام در مدل اقتصادی پروژه است. در پروژههای سالم، همه چیز مشخص است؛ از میزان عرضه کل توکن گرفته تا نحوه توزیع، سهم تیم، نحوه قفل نقدینگی و برنامه آزادسازی توکنها. در پروژههای کلاهبرداری، این اطلاعات عمداً مبهم نگه داشته میشود. دلیل آن ساده است: تیم پروژه باید بتواند در هر زمان که بخواهد نقدینگی را خارج کند یا عرضه را دستکاری کند، بدون اینکه از قبل متعهد به ساختار مشخصی شده باشد. این دقیقاً همان الگویی است که در بسیاری از پروژههای اسکم جهانی دیده شده است.
خطرناکترین ترفند: «حتی اگر اسکم باشد، میشود سود گرفت»

یکی از خطرناکترین بخشهای ماجرا، موضوعی است که کمتر به آن توجه میشود: تلاش آگاهانه برای جا انداختن یک طرز فکر خاص در بین کاربران. در فضای تبلیغاتی این پروژه و پروژههای مشابه، این ایده بهصورت غیرمستقیم القا میشود که «حتی اگر پروژه اسکم باشد، تا یک جایی رشد میکند و میشود از آن نوسان گرفت». این یک طرز فکر طبیعی بازار نیست؛ این یک طرز فکر مهندسیشده است. تیمهای پشت پروژههای پامپ و دامپ سالهاست از این تکنیک استفاده میکنند. آنها عمداً اجازه میدهند پروژه در فاز اولیه رشد محدود داشته باشد تا اعتماد ایجاد شود. سپس کاربران بیشتری وارد میشوند، سرمایه بزرگتری جذب میشود و در نهایت، در نقطه اوج، خروج سرمایه اصلی انجام میشود. بنابراین این تصور که میتوان از یک پروژه اسکم سود گرفت، در بسیاری از موارد دقیقاً بخشی از طراحی همان پروژه است، نه یک فرصت واقعی.
در کنار این موارد، استفاده از نامهای احساسی نیز یکی از قدیمیترین تکنیکهای مهندسی اجتماعی در کلاهبرداریهای مالی است. انتخاب نامی که حس تعلق، اعتماد یا هویت مشترک ایجاد کند، باعث میشود بخشی از کاربران بدون بررسی منطقی وارد سرمایهگذاری شوند. این تکنیک بهخصوص در بازارهای منطقهای بارها استفاده شده و نتایج آن نیز مشخص بوده است.
از طرف دیگر، الگوی تبلیغاتی پروژه نیز کاملاً با پروژههای کلاهبرداری شناختهشده همخوانی دارد. تمرکز بر اینفلوئنسرها بهجای مستندات فنی، ایجاد حس فرصت محدود، تحریک فومو، وعده سود غیرمستقیم و هدف گرفتن جامعه زبانی خاص، همگی نشانههایی هستند که در تحلیل رفتاری پروژههای اسکم بارها تکرار شدهاند.
اگر همه این نشانهها را کنار هم قرار دهیم سابقه افراد دخیل، نبود شفافیت فنی، مدل اقتصادی مبهم، ساختار تبلیغاتی احساسی، کنترل مسیر خرید و تلاش برای جا انداختن ذهنیت «نوسان گرفتن از پروژه اسکم» نتیجه کاملاً روشن است. توکن وطن نه یک پروژه ضعیف یا پرریسک، بلکه یک پروژه کلاهبرداری طراحیشده است که هدف آن جذب سرمایه کاربران و در نهایت خارج کردن آن سرمایه از چرخه دسترسی کاربران است.
در بازار رمزارز، یک اصل همیشه صادق است: پروژهای که از ابتدا شفاف نیست، تقریباً هیچوقت در ادامه شفاف نخواهد شد. و در مورد توکن وطن، نشانهها نهتنها هشداردهنده هستند، بلکه تصویری کامل از یک سناریوی کلاهبرداری را نشان میدهند.

دیدگاهها (0)